راست اش را بخواهی،

راست اش را بخواهی،
دیگر به دست های تو هم اعتمادی ندارم؛
به هیچ کس و هیچ چیز اعتمادی ندارم!
آنقدر که فکر می کنم،
هرکه ایستاده است
لابد پایی برای دویدن ندارد . . .
دیدگاه ها (۱۲)

هیچ زنی تمام نمی شودوقتی...امتداد نگاه یک مردتنهابه او ختم م...

گاهی وقتا یه نفر، فقط یه نفر باعث میشه حس کنیچیزی که تورو رو...

دخٺــــــــــر یعنے :ضعیفـِ مُحڪمـانقدر ضعٻفـڪهـ با هر حرفتـ...

تـو کبوترِ جلد شعرهای منیهزار بار همپر بزنی به سوی غیردوباره...

حرفی برای گفتن ندارم!🤣🤣چرا فکر می کنم تا حدودی درست میگه؟!

خنده‌ های تو کودکی‌ام را به من می‌بخشد .و آغوش تو آرامشی بهش...

فعلا هیچ ایده ای برای فیک یونگی ندارم البته من اول داستانو خ...

دستت را که میگیرممی دانم ناب تر از تو دست های تو دستی نیست !...

چشماروووووووووو

┄┉✿┉┄ ⇠ 🐰: خب، اینطوری روزهام رو می‌گذرونم... به لطف شما دار...

♥️🍃دعا می کنم برای توبرای خودمبرای همه مانکسی چه می داندشاید...

♥️🍃دعا می کنم برای توبرای خودمبرای همه مانکسی چه می داندشاید...

«می‌گویند پاییز فصل عاشقی است؛ فصلِ دل‌سپردن‌های بی‌‌هوا و ق...

فکر کردی همیشه هستم. فکر کردی هر وقت برگردی، همان منم با هما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط