چای نوشیدی و من آهسته می‌گفتم به خود

چای نوشیدی و من آهسته می‌گفتم به خود
چای هم طعمِ لبش را با همه‌ تلخی چشید..


#دلنوشته_های_ناب_گل_یاس
#بانوی_احساس
#عکسنوشته
#عاشقانه
#ویسگون
دیدگاه ها (۰)

خدا رحمت کند من را در آن روزی که رو در روبه چشمانت شوم خیره،...

یه حیاط خونه قدیمی؛ با یه آفتابی که افتاده رو دیوار خونه زیر...

نمی داند دلِ تنها میانِ جمع هم تنهاستمرا افکنده در تُنگی که ...

یارب، غمِ بی‌رحمیِ جانان به که گویم؟جانم غمِ او سوخت، غمِ جا...

ای که در لب های تو خوابیده قند قیمتش را هم بگو یک حبه چند ؟#...

همچو یک حبه ی قند است دلِ شیرینمآرزو کرده که در چای دلت آب ش...

همیشه خواسته‌ام از خدا فقط او راچنان که تشنه‌ لبی، چای قند پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط