‍ توکه رفتی همه ی ثانیه ها را غم گرفت

‍ توکه رفتی همه ی ثانیه ها را غم گرفت
کوچه زانو در بغل شدگوشه ای ماتم گرفت


بوی خوب زندگی از شهر دل کوچید ورفت
بیکسی دست مرا محکم تر از محکم گرفت


هرکسی آمد به دل زخمی زد و از من گذشت
زخم روی زخم آمد جای هر مرهم گرفت


من حریف طعنه های این جماعت نیستم
دل از این دنیا و از ظلم بنی آدم گرفت


آسمان آن شب کنار درد دلهایم نشست
راز دل فهمید و باران تا سحر نم نم گرفت


آینه تا دید حالم بی صدا در خود شکست
این دل از نامحرم و آن بی وفا محرم گرفت


تا کجا صبر و تحمل تا کجا سنگ صبور ؟
دل بر این احوال خود هرثانیه هردم گرفت
دیدگاه ها (۶)

درد دارم ای رفیق، درد میدانی که چیست؟سوختن از یک نگاه سرد می...

سربروی شانه ی غـم میگذارم بعد توپا بر این دنیای ماتـم میگذار...

عمریست بدهکار دل پر غم خویشم صد زخم جفا دیدم. مرهم خویشماز گ...

درد دارم ای رفیقم، درد میدانی که چیست ؟سوختن ازیک نگاه سرد ...

‍ گفته بودی درد دل کن تا دلت را غم گرفت پس کجایی ؟ تا ببینی...

دل به هرکس میسپارم بـا دلم بد میکند در جواب خوبی ام او ظلم ب...

سوختم این سوختن را هم نگارم دید و رفتبی صدا در خود شکستم بی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط