خیال روی تو را میبرم به خانه خویش

خیال روی تو را می‌برم به خانه خویش
چو بُلبلی که برد گل به آشیانه خویش
دیدگاه ها (۱)

به چه مشغول کنم دیده و دل را که مدامدل تو را می‌طلبد ، دیده ...

زن است دیگر!زنگاهی سعی میکند،مردانه بازی کند!!!مردانه کار کن...

بودنت زیباست مثل تابیدن آفتاببر ساقه‌های تُرد بابونهبر تن در...

پر از شور و شعف با سر به سویت می‌دَوم چون رودتو دریا باش تا ...

بوسه زنم بر لب رخسار و دست توکی می برم ز خیال آن نگه می پرس...

قل هو الله احد چشم بد از روی تو دور

آری آن روز چو می رفت کسی داشتم آمدنش را باور🌸من نمی دانستم م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط