خیال روی تو را می‌برم به خانه خویش

خیال روی تو را می‌برم به خانه خویش
چو بُلبلی که برد گل به آشیانه خویش
دیدگاه ها (۱)

به چه مشغول کنم دیده و دل را که مدامدل تو را می‌طلبد ، دیده ...

زن است دیگر!زنگاهی سعی میکند،مردانه بازی کند!!!مردانه کار کن...

بودنت زیباست مثل تابیدن آفتاببر ساقه‌های تُرد بابونهبر تن در...

پر از شور و شعف با سر به سویت می‌دَوم چون رودتو دریا باش تا ...

فراموش کردن تو؛تَوَهم سرباز خسته ای ستکه خیال می کندچون جای ...

ای ز سودای تو دل شیدا شدهزآتش عشق تو آب ما شدهعاشقان در جست ...

‌صحرا و باغ و خانه ندانم کجا خوش استهرجا خیال روی تو باشد مر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط