مرگ آن لاله ی سرخ ،

مرگ آن لاله ی سرخ ،
کفن خنده به روی لب بود

گرد آن آینه ها
شبح فاجعه ای در شب بود

مردن شاپرکا ، کشتن قاصدکا
خبر از شومی کاری می داد
نفسش ناله ی غم سر میداد

آشیان رو به خرابی میرفت
تن پوسیده گواهی میداد

او به این حرف نمی اندیشید
که کفن باید برد
و نفس باید داد

و به جای همه ی بودن ها ، همه ی دیدن ها
لحظه ها مانده به یاد

شکل اندیشه ی مردن در اوست
همه ی هستی او رفته به باد

مردن شاپرکا ، کشتن قاصدکا

او سراسیمه به دنبال تلافی می رفت
به دلش زخم قدم های کج و بازمانده

او نداند که پی میردن خود
می کشد هر چه اصالت باقیست

مردن شپرکا ، کشتن قاصدکا

مرگ ان لاله ی سرخ
کفن خنده به روی لب بود

گرد آن آینه ها ،
شبح فاجعه ای در شب بود

مردن شاپرکا ، کشتن قاصدکا
مردن شاپرکا ، کشتن قاصدکا
دیدگاه ها (۳)

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ودوم: ماه و زخم‌ها---او رفت. در را کو...

ی عاشقانهگفتمش: شیرین‌ترین آواز چیست؟چشم غمگینش به‌رویم خیره...

✦ اولین گناه ✦فصل پنجم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت دوم---آن ش...

مرد بی رحم

پارت: 18 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*زین خندید. یه خنده‌ی کوتاه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط