به ســــلامتے اون پسرےکه

به ســــلامتے اون پسرےکه
وقــتےتوے خیابون
نـــگاهش
به یه دخترنازو خوشگــــل میفته
سرشــــو میندازه پایین
و زیر لـــب میـــگه
اگه آخرشــــم باشـے
انگـــشت کوچیکه ے
عشــــقـمهم نیــستے...
دیدگاه ها (۳)

آسمان را مرخص میکنم, دیگر به هوا هم نیازے ندارم , تو خودت را...

تو که نباشے باران نمے بارد … ، فقط بعضے وقت ها زمین و زمان خ...

توے زندگےهرآدمےﯾه نفر هست که.....ﻫﯿﭽـــﻮَﻗــــﺖ! ! !ﻫﯿﭽـــﻮَ...

روزای آفتابی خوبه عینک آفتابی میزنمکسی چشمای پر از اشکم رو ن...

سفید و سیاه🤍🖤# قسمت ۲۴: «حسادت» 🤍🖤**صحنه ۱ - بیرونی: خیابون ...

دو قطب مخالف💙🧡پارت یازدهم✨️💫# قسمت ۱۱: «اردو» 🔥❄️اتوبوس دانش...

دو قطب مخالف💙🧡پارت بیست و پنجم✨️💫# قسمت ۲۵: «همه میفهمن» 🔥❄️...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p19از آخرین باری که جیمین رو دیده بود، سه...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۲۹: بزرگ‌ترین خطرشب عمیق‌تر شده بود.صدای م...

دو قطب مخالف💙🧡پارت پانزدهم✨️💫# قسمت ۱۵: «اعتراف» 🔥❄️**صحنه ۱...

دو قطب مخالف🧡💙# قسمت ۳۰: «اعتراف به همه» 🔥❄️**صحنه ۱ - داخلی...

سفید و سیاه🤍🖤اینم پارت چهارده😁# قسمت ۱۴: «چویا میفهمه» 🤍🖤**ص...

پارت ۳

سفید و سیاه🤍🖤# قسمت ۲۵: «شب دوتایی» 🤍🖤**صحنه ۱ - داخلی: آپار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط