تنها بودم ..

تنها بودم ..
بدون هیچ تَرس و استرسی
و امّا عاشق شدم ..
حالا هر بار که با من سَرد می‌شود ،
دلم می‌لرزد ..
وَلی چاره‌ای نیست ..
از قَدیم گفته‌اند :
"هَر که خَربُزه خورد ،
پای لَرزیدنش هم باید بِنشیند .."
دیدگاه ها (۷)

نمیدانم چرا تا تقی به توقی میخوردبا هم بحث می کنید! جوری زیر...

تو هیچ چیزی از زندگی من نمیدانی...فقط نگاه به خنده ها و شوخی...

همه ی ما آدما تو زندگیمون یک "هیچ" داریم..."هیچی" که از همه ...

ببین عزیزدلم این آخر هفته اگر از آسمان خدا هم سنگ بباردخب بب...

خدایا…دوستت دارم، نه از روی عادت، نه از ترس، نه از نیاز.دوست...

سلام ، دلم گرفت از بس پست های غیر مذهبی گذاشتما البته به دو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط