دوست داری از میان جمع پیدایت کنم

دوست داری از میان جمع پیدایت کنم
من که می دانم تو می خواهی تماشایت کنم

بی قراری، دائما این سو و آن سو می پری
تا مگر من یک نظر بر قد و بالایت کنم

آرزویت شاید این باشد که لیلایم کنی
بلکه از دیوانگی من نیز مجنونت کنم

هیچ می دانی که من هم آرزومند توأم؟
دوست دارم با تمام قلب شیدایت کنم

روزها طوری نگاهت می کنم تا شب که تو 
سر به بالش می نهی بی خواب رؤیایت کنم

"آه از دست تو" بی پایان ترین گنج است و من
می توانم تا ابد با ناله سودایت کنم

سالها اهل عبادت بودم اما سرنوشت
گفت می دانم چگونه اهل دنیایت کنم

بعد هم طوری فریبم داد تا حاضر شوم
آبرویم را فدای شیطنت هایت کنم

بهتر است این بار جای خلوتی قایم شوی
تا بیایم چشم شیطان کور پیدایت کنم...!!
دیدگاه ها (۱)

عاشقم، بی کینه ام اما تو میفهمی مگردرد دارد سینه ام اما تو م...

مست میخانه نبودم تو خرابم کردییار پیمانه نبودم تو شرابم کردی...

نبض اشعارم درون حلقه چشمان توستمو پریشان کن غزل آماده فر...

عشق ، بازی بود ومن ، بازیچه ی ناچیز تو کیش و ماتم کرد ، شطرن...

عاشقانه های شبنم بیاد خان بابا

ستاره ای در میان تاریکی فصل ۱ پارت۲۴🌌بالاخره ساعت از یازده ش...

love in the dark⑤① بوی تند الکل و مواد ضدعفونی‌کننده اولین چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط