به من خیره نشو

به من خیره نشو
چشم های تو را که می بینم
کسی مرا می برد شیراز
می نشاند کنار حضرتش
و آرام در گوشم می گوید:
به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم
بیا کز چشم بیمارت هزاران درد برچینم...
آه از آن غزلک چشم هایت...


وحید محمدیان 
دیدگاه ها (۵)

تو رو نمیدونم ولیباز هَوَسِ عاشقی کرده دلم ...

امشب باران هم تورا میخواهد

مرا صدا بزن!وببین که چه دیوانه وارفرو خواهم ریختآرزوهای دیری...

من پر از زندگیم فاصله ها راپر کن..! #فریدون_مشیری

دیدارت، شبیه لحظه‌ای‌ست که بعد از یک روز شلوغ، ناگهان نسیمی ...

بازی خطرناکپارت : ۳۴ خورشید کم‌کم پشت ساختمان‌های بلند سئول ...

امشب آسمان بالای عمارت مجلل با نورپردازی‌های رویایی و ریسه‌ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط