پارت ۵
پارت ۵
منو یادته؟
دو روز گذشته بود الان روزه مهمونی بود
همه حاظر بودن فقط جیمین استرس داشت خانم هانا در اتاقو باز کرد و دهن باز به پسرش نگاه میکرد
= جیمین تو مثل فرشته ها شدی
+ مامان ممنون ولی من استرس دارم اگه منو بشناسه؟
= نمیشناسه
÷ بیاید دیگه دیر میشه الان
=+ باشه الان میایم
از اتاق خارج شدن رفتن کنار آقای پارک
÷ حاضرید ؟
+ بله پدر
= منم که حاضرم
÷ پس بریم
.
.
.
.
یه ساعتی تو راه بودن که رسیدن بادیگارد ها درو براشون باز کردن کل خانواده پیاده شدن
$ خانواده پارک اومدن
جیمین با تمام استرسی که داشت رفت داخل اون مهمونی بزرگ نصف دشمناشون اونجا بودن از بغل خانواده جئون رد شدن که اون بو رو حس کردم بوی تن اون پسر بوی سیگار و شراب
رفتن سمت یه میزی که خانواده کیم اونجا بودن ما فقط با اونا و با خانواده جانگ دعوا نداشتیم باهاشون یه کوچولو صحبت کردم که دلم گرفت تصمیم گرفتم برم سمت بالکن
بالکن اونجام قشنگ بود ولی خیلی دارک بود اگه خیلی کیوت بود قشنگ تر بود همینجوری تکیه داده بود که بغلش یه نفر اومد که اون یه نفرم کسی بود که بوسش کرده بود
× فکر نمیکردم پسر پارک انقد خوشگل باشه
دوباره صداش و شنید هروقت صداشو میشنید بدنش یه لرزه ای میگرفت
+ نظر لطفتونه
× اومم
+ چرا انقد سیگار میکشید ؟
× خب عادت دارم بهش
+ اهاا
جونگ کوک وقت نداد تکون بخوره سریع دستاشو گذاشت رو میله بالکن و اون پسر لای دستاش موند
+ چ چیکار میکنید ؟
× صدات آشناس تو کی هستی ؟
+ شاید اشتباه فهمیدی هزار نفر هستن که صداشون شبیه منه
× بلبل زبونم هستی
+ نخیرم
سرشو نزدیک پسر کرد
× مگه من دوس پسرتم که ناز میکنی
+ شاید یه روز بشی همین الان یاد بگیر که نازمو بکشی
× هه
لباشو چسبوند به لبای اون پسر مکای محکمی میزد ولی جیمین عقب نکشید دستاشو بالا آورد انگشتاشو لای موهای جونگ کوک کرد جونگ کوک می شناخت این طعم شیرین رو اون پسره بود که توی شرکت بوسیده بود
از اون پسر جدا شد
× الان شناختمت
+ اگه راست میگی من کیم ؟
× تو همونی که توی شرکت بوسیدمش
+ اممم درسته ولی فراموشم کن
× پس چرا الان داری میگی فراموشم کن توی بوسمون داشتی همکاری میکردی چیشد یه هو؟
+ دلمبرای طعمش تنگشده بود
× آها طعم چی میده؟
+ طعم سیگار و با شراب قرمز
× تو از این لذت میبری ؟
+ آره
جیمین دستشو کرد تو جیب پسر و پاکت سیگارشو برداشت
+ میدونی به خاطر اینکه دلم تنگ نشه میخوام سیگاری که میکشی رو خودم بکشم
× خفه شو بجای اینکه اینو بکشی لبای من هست
+ ما که باهام تو رابطه نیستیم
× حیف که پسره پارکی وگرنه همین امروز میومدم تو رو برای خودممیکردم
+ نمیتونی چون من پسر یه پارکم تو یه پسر جئون
× میدونم حداقل اسمتو بگو
+ جیمین، پارک جیمین
× فهمیدم
+ من دیگه برم
از ذوقش رفت تو دستشویی
+ وایی چرا وقتی دیدمش قلبم تند تند میزد یعنی الان اون چه حسی داره ؟
× اون پسر خیلی شیرینه چرا میخوام مال خودم بشه ؟ چرا باید بخوام که اون زیر من باشه ؟
× هوففففف جونگ کوک بسه
× ولی واقعا دلم میخواد زیرم باشه
× اون صورت شیطونش خیلی حرفا میزد
منو یادته؟
دو روز گذشته بود الان روزه مهمونی بود
همه حاظر بودن فقط جیمین استرس داشت خانم هانا در اتاقو باز کرد و دهن باز به پسرش نگاه میکرد
= جیمین تو مثل فرشته ها شدی
+ مامان ممنون ولی من استرس دارم اگه منو بشناسه؟
= نمیشناسه
÷ بیاید دیگه دیر میشه الان
=+ باشه الان میایم
از اتاق خارج شدن رفتن کنار آقای پارک
÷ حاضرید ؟
+ بله پدر
= منم که حاضرم
÷ پس بریم
.
.
.
.
یه ساعتی تو راه بودن که رسیدن بادیگارد ها درو براشون باز کردن کل خانواده پیاده شدن
$ خانواده پارک اومدن
جیمین با تمام استرسی که داشت رفت داخل اون مهمونی بزرگ نصف دشمناشون اونجا بودن از بغل خانواده جئون رد شدن که اون بو رو حس کردم بوی تن اون پسر بوی سیگار و شراب
رفتن سمت یه میزی که خانواده کیم اونجا بودن ما فقط با اونا و با خانواده جانگ دعوا نداشتیم باهاشون یه کوچولو صحبت کردم که دلم گرفت تصمیم گرفتم برم سمت بالکن
بالکن اونجام قشنگ بود ولی خیلی دارک بود اگه خیلی کیوت بود قشنگ تر بود همینجوری تکیه داده بود که بغلش یه نفر اومد که اون یه نفرم کسی بود که بوسش کرده بود
× فکر نمیکردم پسر پارک انقد خوشگل باشه
دوباره صداش و شنید هروقت صداشو میشنید بدنش یه لرزه ای میگرفت
+ نظر لطفتونه
× اومم
+ چرا انقد سیگار میکشید ؟
× خب عادت دارم بهش
+ اهاا
جونگ کوک وقت نداد تکون بخوره سریع دستاشو گذاشت رو میله بالکن و اون پسر لای دستاش موند
+ چ چیکار میکنید ؟
× صدات آشناس تو کی هستی ؟
+ شاید اشتباه فهمیدی هزار نفر هستن که صداشون شبیه منه
× بلبل زبونم هستی
+ نخیرم
سرشو نزدیک پسر کرد
× مگه من دوس پسرتم که ناز میکنی
+ شاید یه روز بشی همین الان یاد بگیر که نازمو بکشی
× هه
لباشو چسبوند به لبای اون پسر مکای محکمی میزد ولی جیمین عقب نکشید دستاشو بالا آورد انگشتاشو لای موهای جونگ کوک کرد جونگ کوک می شناخت این طعم شیرین رو اون پسره بود که توی شرکت بوسیده بود
از اون پسر جدا شد
× الان شناختمت
+ اگه راست میگی من کیم ؟
× تو همونی که توی شرکت بوسیدمش
+ اممم درسته ولی فراموشم کن
× پس چرا الان داری میگی فراموشم کن توی بوسمون داشتی همکاری میکردی چیشد یه هو؟
+ دلمبرای طعمش تنگشده بود
× آها طعم چی میده؟
+ طعم سیگار و با شراب قرمز
× تو از این لذت میبری ؟
+ آره
جیمین دستشو کرد تو جیب پسر و پاکت سیگارشو برداشت
+ میدونی به خاطر اینکه دلم تنگ نشه میخوام سیگاری که میکشی رو خودم بکشم
× خفه شو بجای اینکه اینو بکشی لبای من هست
+ ما که باهام تو رابطه نیستیم
× حیف که پسره پارکی وگرنه همین امروز میومدم تو رو برای خودممیکردم
+ نمیتونی چون من پسر یه پارکم تو یه پسر جئون
× میدونم حداقل اسمتو بگو
+ جیمین، پارک جیمین
× فهمیدم
+ من دیگه برم
از ذوقش رفت تو دستشویی
+ وایی چرا وقتی دیدمش قلبم تند تند میزد یعنی الان اون چه حسی داره ؟
× اون پسر خیلی شیرینه چرا میخوام مال خودم بشه ؟ چرا باید بخوام که اون زیر من باشه ؟
× هوففففف جونگ کوک بسه
× ولی واقعا دلم میخواد زیرم باشه
× اون صورت شیطونش خیلی حرفا میزد
- ۹.۸k
- ۱۱ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط