رمان پارت اسمعشق مخفیانه جونگ کوک

رمان پارت ۳ اسم،عشق مخفیانه جونگ کوک
در کمد رو باز کردی و دیدی لباسات نیست و فقط چند تا ساک و کوله هست داد زدی هیییی لباسایه من کجاستتتت💢
جیهوپ:هااا بهش نگفتین؟
جونگ کوک:نه بابا می خوام سوپرایز شه
برم بهش بگم
تق تق
ا/ت:چی می خوای امیدوارم لباسام رو آورده باشی💢😒
جونگ کوک:لباسات تو اتاق منه بیا بریم بهت بدم
ا/ت:چییییی لباسای من چرا باید تو کمد تو باشه
پرش به نیم ساعت بعد غر غر های ا/ت
ا/ت:او اتاقت چقدر بهم ریخته هست*
کوکی:به توچه لباسات رو بپوش و بیا بیرون
ا/ت: باشه برو بیرون بپوشم
کوکی:باشه (رفت)
پوشیدی ‌و تومدی بیرون همه خیلی مهربون و دوستانه
بودن ولی جومگ کوک نبود
جیمین:اسمت چیه خانم خانوما؟
ا/ت:ام من چاگیا هستم
(خودشون رو معرفی کردن)
جین :خوب بریم غذا سفارش بدیم؟
ا/ت:.............
ادامه پارت بعد
بچه ها پاره شدم تا نوشتمش لطفا همایت شه پارت بعدم بزارم 🎀
دیدگاه ها (۰)

روزتون مبارک ببخشید دیر شدو خیلی خیلی ببخشید که بد ادیت زدمو...

اینجا خیلی سرد بودم چون همه تو خونه داشتن از پنجره نگام می ک...

پارت ۶🖤❤️خوناشام خشن من❤️🖤 ا/ت: اصلاً ریدم دهنت جونگ کوکاجون...

love in the dark②⑧یک هفته بعد (شب) داشتم تلویزیون میدیدم که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط