تو که اندازه ی دنیای خودم تنهایی

تو که اندازه ی دنیای خودم تنهایی
بخدا مثل غــزل روی لبم می آیی

شب من بی تو پر از حادثه و کشمکش است
روزهایم شده رویایی و سر بالایی

سخن از درد نگو من خود دردم بخدا
سالها پشت دلم حادثه می پیمایی

هرکسی در دل من جای خودش را دارد
بحث تقدیر همین است که می فرمائی

کاش این پنجره روی تو فقط باز شود
تا توآغوش فقط روی دلم بگشایی
دیدگاه ها (۱)

.دوباره می نویسمت کنارِ بیت آخرم و چکه چکه می چکم به سطر های...

ﻋــﺸـــﻖ ﺍﮔﺮ ﻋﺸــﻖ ﺑﺎﺷﺪ !ﻫﻢ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ ، ﻫﻢ ﮔﺮﯾﻪ...

همیشه منتظر شنیدن نباشگاهی خوب ببینچشمان کسی را که با تمام و...

چه کنم با دل خود؛با تو بمانم یا نهبا صدای غزلم از تو بخوانم ...

«پارت بعدی در راه است… ⏳✨شرط انتشار سریع:✅ ۱۵ لایک✅ ۲۰ کامنت...

ادامه پارت ۶ وقتی بحث شیرموزها بالا گرفت و همه با هم یکی شدن...

تکپارتی (درخواستی)هوا سنگین بود.ا/ت کنار پنجره ایستاده بود و...

معامله p15پزشک کنار تخت نشست و با دقت علائم جونگ‌کوک را بررس...

تو که اندازه ی دنیای خودم تنهاییبخدا مثل غــزل روی لبم می آی...

تو که اندازه ی دنیای خودم تنهاییبخدا مثل غــزل روی لبم می آی...

تو که اندازه ی دنیای خودم تنهاییبخدا مثل غــزل روی لبم می آی...

تو که اندازه ی دنیای خودم تنهاییبخدا مثل غــزل روی لبم می آی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط