تو که اندازه ی دنیای خودم تنهایی
تو که اندازه ی دنیای خودم تنهایی
بخدا مثل غــزل روی لبم می آیی
شب من بی تو پر از حادثه و کشمکش است
روزهایم شده رویایی و سر بالایی
سخن از درد نگو من خود دردم بخدا
سالها پشت دلم حادثه می پیمایی
هرکسی در دل من جای خودش را دارد
بحث تقدیر همین است که می فرمائی
کاش این پنجره روی تو فقط باز شود
تا توآغوش فقط روی دلم بگشایی
بخدا مثل غــزل روی لبم می آیی
شب من بی تو پر از حادثه و کشمکش است
روزهایم شده رویایی و سر بالایی
سخن از درد نگو من خود دردم بخدا
سالها پشت دلم حادثه می پیمایی
هرکسی در دل من جای خودش را دارد
بحث تقدیر همین است که می فرمائی
کاش این پنجره روی تو فقط باز شود
تا توآغوش فقط روی دلم بگشایی
- ۸۲۷
- ۲۷ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط