در یک شب مهتابی با چشمانی پر از شبنم بر روی غبار جاده ها

در یک شب مهتابی با چشمانی پر از شبنم بر روی غبار جاده ها نوشتم"دوستت دارم"
"تو خواب بودی"
در خواب شیرین و حتی من آرزو کردم: ای کاش...
چشمان زیبای تو را می دیدم و تو دیدگان بی قرار مشتاق مرا...
دیدگاه ها (۱)

دوش در آیینه  مه  نقش سیمای تو دیدمماه را روشن تر از هر شب ز...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وچهارم: شبی که ترکش کردم---آن شب.سایه...

کنار تو فهمیدم عشق فقط یک حس نیست یک آرامش عمیقه...

کپشنننن مهمهههه گودی گودی🎀🤣عروسک من😈🔞پارت بیست و هشتویکتور ب...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 213♡⁠。⁠)باهم هم...

پارت ۴نقشه ای از قرار فردا روی تخته کشیدم لب زدم گفتم« ببین ...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧part:78بوسه هر لحظه حرارت بدنشان را افزایش میداد. دست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط