کاش امشبم آن شمع طرب می‌آمد

کاش امشبم آن شمع طرب می‌آمد

وین روز مفارقت به شب می‌آمد

آن لب که چو جان ماست دور از لب ماست

ای کاش که جان ما به لب می‌آمد
دیدگاه ها (۱)

کاش بر ساحل رودی خاموشعطر مرموز گیاهی بودمچو بر آنجا گذرت می...

‍ دیدن روی تو و دادن جان مطلب ماستپرده بردار ز رخسار که جان ...

شب همان شب که جهانی نگران بود آن شبصحبت از جان پیمبر به میان...

‌

فکر می‌کنم زندگیِ همه‌ی ما، یک جایی پر شده از «ای #کاش»هایی ...

#نگارا، وقت آن آمد که یکدم ز آن من باشیدلم بی‌ #تو به جان آم...

🌹ای کاش می‌توانستم بگویم که با من چه میکنیتو جانی در جانم می...

دور از تو هرشب تا سحر گریان چو شمع محفلمتا خود چه باشد حاصلی...

ماهِ لبِ دریا..✨ ...

چهار روز از تولدت میگذرد..ولی تصمیم بر آن شد که در کنار خانو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط