ای ساربان آهسته ران، کارام جانم می رود

ای ساربان آهسته ران، کارام جانم می رود
وان دل که با خود داشتم، با دلستانم می رود

من مانده ام مهجور از او، بیچاره و رنجور ازاو
گویی که نیشی دور ازو، در استخوانم میرود

محمل بدار ای ساروان، تندی مکن با کاروان
کز عشق آن سرو روان، گویی روانم می رود

او می رود دامن کشان، من زهر تنهایی چشان
دیگر مپرس از من نشان، کز دل نشانم می رود

باز آی و بر چشم نشین، ای دلستان نازنین
کاشوب و فریاد از زمین، بر آسمانم می رود

در رفتن جان از بدن، گویند هر نوعی سخن
من خود به چشم خویشتن، دیدم که جانم می رود
دیدگاه ها (۲)

من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

ای ساربان آهسته ران، کارام جانم میرود وان دل که با خود داشتم...

من بچشم خویشتن دیدم که جانم میرود

صلی الله علیک یا ابا عبدالله ای ساربان آهسته ران کآرام جانم ...

🧡ای ساربان! آهسته رو کآرام جانم می‌رودوآن دل که با خود داشتم...

به.یادگاری.برای.عزیز.ازدست.داده.ام

(ای ساربان آهسته ران ) کارام جانم می‌رود(وان دل که با خود...

ای ساربان، آهسته ران کآرام جانم میرود*وان دل که با خود داشتم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط