بس که می‌ترسم از جدایی ها

بس که می‌ترسم از جدایی ها

می‌گریزم ز آشنایی ها

آرزو را به سینه خواهم کشت

تا نکوشد به خودنمایی ها
دیدگاه ها (۱)

کجاستجایرسیدنوپهن کردن یک فرش وبی خیال نشستن ...سهراب‌سپهری

کاش خوشبختی هم مانند مرگ حق بود .

من از برای مصلحت در این دنیا حبس مانده ام حبس از کجا .من از ...

عشق مزیت دو فردیستکه دائم سبب رنج و اندوه یکدیگر می شوند.

مدت هاست می خواهم بگویم دوستش دارماما شما که غریبه نیستید رو...

استاد شهریار چه زیبا می گوید:گر مرا ترک کنی من ز غمت می سوزم...

ستاره دیده فروبست و آرمید، بیاشراب نور به رگ های شب دوید، بی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط