عاشقانه های شبنم
دورم از جـاده و از رنـج سفـر مـی ترسـم
مثل مرغان قفس، من ز خطـر مـی ترسـم
آمـدم کـوچ کنـم ، مـانـده دو پـایـم در گِـل
مـن درختم ، که ز پرواز و سفر مـی ترسم
تـا کجـا بـارِ گنــاهـش بـه سـرِ دوش کِشـم
آدمـم ، از تــبِ عصیــان پـدر مــی تـرســم
کاش چون بلبلِ شوریده غـزل می خواندم
آدمــی زاده ام ، از جنــسِ بشـر مـی ترسم
دلِ من خسته و مغلـوبِ زمـان است هنـوز
بد شدـه حـالـم و از حــال بَتَــر می ترسم .
مثل مرغان قفس، من ز خطـر مـی ترسـم
آمـدم کـوچ کنـم ، مـانـده دو پـایـم در گِـل
مـن درختم ، که ز پرواز و سفر مـی ترسم
تـا کجـا بـارِ گنــاهـش بـه سـرِ دوش کِشـم
آدمـم ، از تــبِ عصیــان پـدر مــی تـرســم
کاش چون بلبلِ شوریده غـزل می خواندم
آدمــی زاده ام ، از جنــسِ بشـر مـی ترسم
دلِ من خسته و مغلـوبِ زمـان است هنـوز
بد شدـه حـالـم و از حــال بَتَــر می ترسم .
- ۳۵۲
- ۰۹ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط