عاشقانه‌ها ostadjjj 27590532

دیدگاه ها (۱)

باز امشب غزلی کنج دلم زندانی استآسمان شب بی حوصله ام طوفانی ...

گر من به عشق تو نسپارم دلدل را چه کنم بهر چه میدارم دل

پاییز با چمدانی از خاطره نزدیک است”من و پاییز سالهاست پیچیده...

در هیاهویِ این جهان، جایی که ثانیه‌ها بی‌رحمانه می‌دوند و صد...

میگم باباجون...از وقتی رفتی چنان ضعیف و ناتوان شدمکه با یه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط