عجیب است حکایت باران
عجیب است حکایت باران
هنگامی که
عاشق،تنهایی قدم میزند
تقسیم می کند
با باران اشک هایش را
و چندمتر آن طرف تر
کودکی با چکمه های سوراخ
فال می فروشد....
هنگامی که
عاشق،تنهایی قدم میزند
تقسیم می کند
با باران اشک هایش را
و چندمتر آن طرف تر
کودکی با چکمه های سوراخ
فال می فروشد....
- ۱.۵k
- ۱۱ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط