بيهوده نقاش بوده ام اين همه سال !

بيهوده نقاش بوده ام اين همه سال !
به چشم هايت كه ميرسم ، قلم موها خيس ميشوند !
به لب هايت كه ميرسم ، دستم مي لرزد !
رنگ ها مي گريزند ، و قاب ها خالي !
تنها ، نبودن تو را ‌
به ديوار زندگي ام مي كوبند
دیدگاه ها (۱)

مادرم نیست

مرثیهٔ خاموشخواننده: بی.ام.لیمیتمهندسیِ محتوا: بهرام محمدی[ب...

اگر بخوام غیر از گرونی چیزی بگم که دلم رو گرم کنه از چشم‌های...

و خلأ، آغازِ همه‌چیز است؛از همان‌جایی که آدمدیگر چیزی برای ا...

مردی که در کنارم بود

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 3️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ قرار ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط