Part:5
Part:5
Psychopath)(روانیــــ
شب موقع مهمونی رسید
ا/ت لباسش رو پوشید(اسلاید2)
با ماشین خودش نرفت چون حوصله رانندگی نداشت پس یه ماشین گرفت و رفت به سمت مهمونی
ا/ت وقتی رسید وی و کوک رو جلوی در دید
کوک:عه بالاخره اومدی؟(پوزخند)
ا/ت:نمیبینی؟(خنده)
وی:خانم لی خوش اومدید این مهمونی، مهمونیه منه
ا/ت:او نمیدونستم
ویـــو وی
او بخاطر اونه اره
بخاطر اون قلبم تند میزنه
اون دل منو حسابی برده
حتما امشب بهش میگم
پایان ویـــو وی
بعد از سلام و احوالپرسی به داخل مهمونی راهی شدن
کوک:همه دارن با کاپلاشون میرقصن بیا منو تو هم کاپل بشیم
ا/ت:او متأسفم تایپم آدمایی مثل تو نیست
وی:من چی؟
ا/ت:متأسفم ولی شما هم نه(رفتارمون با کراشمون:)
وی و کوک همزمان:رید بهمون(اروم)
ا/ت:چیزی گفتید؟
و بعد پوزخندی زد
ا/ت یه آبــ/جو برداشت و شروع کرد به نوشیدن
موقع رقص شد
وی:بانو افتخار میدین؟
و دستش رو به طرف ا/ت دراز کرد
ا/ت:قصد رقصیدن ندارم
بعد پاشد و به سمت در مهمونی رفت
ویـــو ا/ت
او چرا،چرا سرم گیج میده
حالم بده
چرا اینجور شدم
پایان ویــــو ا/ت
و یکهو روی زمین ولو شد
کوک و وی به سمت ا/ت دویدن
کوک:ا/ت جواب بده چی شد؟(نگران و داد)
وی:خانم لی، خانم لی چی شد؟(عربده)
کوک ا/ت رو کول کرد و سریع اون رو سوار ماشین کرد
خودش هم سوار ماشین شد و راه افتاد
سریع به یه بیمارستان رسید
کوک:بدویید بیاید زود باشید(عربده)
پرستار:لطفا اروم
کوک:خفه شو گفتم بدویید بیاید(عربده)
دکتر اومد ا/ت رو روی تخت گذاشتن
دکتر:او چیزی نیست به خاطر خوردن ابــ/جو هستش با یه سرم حالش خوب میشه
در همین لحظه وی از راه رسید
وی:اقای جئون چی شد حالش بده هنوز؟(نگران و داد)
کوک:نه با یه سرم حالش خوب میشه
وی:خداروشکر
بعد از یک ربع ا/ت بیدار شد
و خیلی اروم کیفش رو برداشت و رفت
کوک و وی بیرون وایساده بودن
کوک:حالت خوبه؟
ا/ت:اره خوبم
و به راهش ادامه داد
وی:مطمئنید خانم لی؟
ا/ت:میشه دیگه من رو خانم لی صدا نکنید؟اسم من ا/ت هست من رو ا/ت صدا کنید(عصبانی)
وی:چشم
وی:من میرسونمتون
کوک:لازم نیست مگه من مردم شما ببریدش؟خودم میبرمش
ا/ت از کیفش بلک کارتش رو اورد بیرون
ا/ت:پول میدم با اژانس میرم
وی:هرجور راحتید
ا/ت سوار ماشین شد و رفت به خونش
شرایط پارت بعد
۲۲ لایک
۱۰ بازنشر
Psychopath)(روانیــــ
شب موقع مهمونی رسید
ا/ت لباسش رو پوشید(اسلاید2)
با ماشین خودش نرفت چون حوصله رانندگی نداشت پس یه ماشین گرفت و رفت به سمت مهمونی
ا/ت وقتی رسید وی و کوک رو جلوی در دید
کوک:عه بالاخره اومدی؟(پوزخند)
ا/ت:نمیبینی؟(خنده)
وی:خانم لی خوش اومدید این مهمونی، مهمونیه منه
ا/ت:او نمیدونستم
ویـــو وی
او بخاطر اونه اره
بخاطر اون قلبم تند میزنه
اون دل منو حسابی برده
حتما امشب بهش میگم
پایان ویـــو وی
بعد از سلام و احوالپرسی به داخل مهمونی راهی شدن
کوک:همه دارن با کاپلاشون میرقصن بیا منو تو هم کاپل بشیم
ا/ت:او متأسفم تایپم آدمایی مثل تو نیست
وی:من چی؟
ا/ت:متأسفم ولی شما هم نه(رفتارمون با کراشمون:)
وی و کوک همزمان:رید بهمون(اروم)
ا/ت:چیزی گفتید؟
و بعد پوزخندی زد
ا/ت یه آبــ/جو برداشت و شروع کرد به نوشیدن
موقع رقص شد
وی:بانو افتخار میدین؟
و دستش رو به طرف ا/ت دراز کرد
ا/ت:قصد رقصیدن ندارم
بعد پاشد و به سمت در مهمونی رفت
ویـــو ا/ت
او چرا،چرا سرم گیج میده
حالم بده
چرا اینجور شدم
پایان ویــــو ا/ت
و یکهو روی زمین ولو شد
کوک و وی به سمت ا/ت دویدن
کوک:ا/ت جواب بده چی شد؟(نگران و داد)
وی:خانم لی، خانم لی چی شد؟(عربده)
کوک ا/ت رو کول کرد و سریع اون رو سوار ماشین کرد
خودش هم سوار ماشین شد و راه افتاد
سریع به یه بیمارستان رسید
کوک:بدویید بیاید زود باشید(عربده)
پرستار:لطفا اروم
کوک:خفه شو گفتم بدویید بیاید(عربده)
دکتر اومد ا/ت رو روی تخت گذاشتن
دکتر:او چیزی نیست به خاطر خوردن ابــ/جو هستش با یه سرم حالش خوب میشه
در همین لحظه وی از راه رسید
وی:اقای جئون چی شد حالش بده هنوز؟(نگران و داد)
کوک:نه با یه سرم حالش خوب میشه
وی:خداروشکر
بعد از یک ربع ا/ت بیدار شد
و خیلی اروم کیفش رو برداشت و رفت
کوک و وی بیرون وایساده بودن
کوک:حالت خوبه؟
ا/ت:اره خوبم
و به راهش ادامه داد
وی:مطمئنید خانم لی؟
ا/ت:میشه دیگه من رو خانم لی صدا نکنید؟اسم من ا/ت هست من رو ا/ت صدا کنید(عصبانی)
وی:چشم
وی:من میرسونمتون
کوک:لازم نیست مگه من مردم شما ببریدش؟خودم میبرمش
ا/ت از کیفش بلک کارتش رو اورد بیرون
ا/ت:پول میدم با اژانس میرم
وی:هرجور راحتید
ا/ت سوار ماشین شد و رفت به خونش
شرایط پارت بعد
۲۲ لایک
۱۰ بازنشر
- ۷۸۸
- ۲۶ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط