باز آمدنم به خدمتت دیر نشد

باز آمدنم به خدمتت دیر نشد
اندیشه مکن دلم ز تو سیر نشد
یک موی تو را به عالمی نفروشم
تو جان منی ، کسی ز جان سیر نشد
دیدگاه ها (۱)

بی چشم میشه زندگی کرد ولی بی نفس هرگز،همه ی عالم چشم من اما ...

سختی تنهایی را وقتی فهمیدم که دیدم مترسک به کلاغ میکفت:هر جق...

بعد از گرفتن دست هایت، تمام دنیا را لمس خواهم کرد تا عشق به ...

نهایت عشق

سیر نمی‌شوم ز تو ای مه جان‌فزای منجور مکن جفا مکن نیست جفا س...

با هم کلمه ای بشنویم

باز امشباز خیالِ تو غوغاست در دلمآشوبِ عشقِ آن قد و بالاست د...

جانا تو ز دیده اشک بیهوده مباردلتنگی من بس است دل تنگ مدارتو...

تو جان و جهانی ابدی منی...قبلِ تو، دلم جای کسی بود که دیگر ن...

ناز من، عشق من! ز چشم ترم زود مروسر و جانم به فدایت ، ز برم ...

ای پری سیما بیا ، ای خوشتر از رویا بیاای عبادتگاه عشق و آرزو...

ندهد هيچ گلى عطـر خوش بوی تو رانفـروشم بــه جهـان پیـچشی از ...

♥️꙰ꦿ♥️꙰ꦿ... باز امشب از خیال تو غوغاست در دلم آشوب عشق آن قد...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط