آن زمانی که تو از کلبه ی قلبم رفتی

آن زمانی که تو از کلبه ی قلبم رفتی
بر درش قفل زدم تا که نیاید دگری

من و چشمان گره خورده به تقویم و زمان
روز و شب با همه ی خوب و بدش شد سپری

قفل دل زنگ زد و هیچ دری باز نشد
کلبه ی الفت مان خالی و ساکت مانده

از همان خاطرهایی که کنارم داشتی
لیک یک شاخه گلی خشک برایم مانده

باز من منتظرم تا که ز در باز آیی
و ببینی که دلم پیش دلت جا مانده❤...
دیدگاه ها (۵)

بعد عمری در کجا باید که پیدایت کنم؟!از کدامین پنجره باید تمن...

میروم از سر راهت گله ای نیست که نیست گرچه سخت است ولی مساله ...

پنج شنبه است... شاخه گلی بفرستیم برای تمام آنهایی که در بی...

....ریختی بر شانه ات موی طلایی آفرینمست و پاتیل توام امشب حس...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²⁴﴿ویو ات﴾تمام شب، حرف‌های سرایدار و رفت...

پارت: 12 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*پاهایم دقیقاً همان‌جا، روی...

آن زمانی که تو از کلبه ی قلبم رفتیبر درش قفل زدم تا که نیاید...

آن زمانی که تو از کلبه ی قلبم رفتیبر درش قفل زدم تا که نیاید...

آن زمانی که تو از کلبه ی قلبم رفتیبر درش قفل زدم تا که نیاید...

آن زمانی که تو از کلبه ی قلبم رفتیبر درش قفل زدم تا که نیاید...

آن زمانی که تو از کلبه ی قلبم رفتیبر درش قفل زدم تا که نیاید...

آن زمانی که تو از کلبه ی قلبم رفتیبر درش قفل زدم تا که نیاید...

آن زمانی که تو از کلبه ی قلبم رفتیبر درش قفل زدم تا که نیاید...

کی شود جمعه ی موعود ز در باز آیی؟گره از قفل دل بسته ی ما بگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط