رَفتَــم گُفتَـم اَز “خِـــــیرَش” مـی گـُـذَرَم

رَفتَــم گُفتَـم اَز “خِـــــیرَش” مـی گـُـذَرَم

 

شِنیـدَم کِـه زیــر لب گُفـت از “شــَــــرَش” خـَـلاص شُدم . . .
دیدگاه ها (۱)

میخواهم تمام سیگارهایدنیا را زیر تابلوی"سیگارممنوع"دود کنم...

به سلامتی اونی که....میبینه عشقش داره بایکی دیگه میخندهاما.....

عهم بعععععله

★دنیـــــــــــــا عوض شدهــ ...בُختَر بُوבَלּ تاواלּ בارَב...

part 9ویو مایکیصبح از خواب بیدار شدم و رفتم یه آبی به دست و ...

بچه ها دیروز رفتم پونی تون یکی هست یکی می گفت بهش می گفتم آل...

خاطرات ایمیلیا

بچه که بودمفکر میکردم فقط زنبورها نیش میزنندبزرگ که شدمدیدم ...

part 1ویو آناستازیااز خواب پا شدم و رفتم که کارای شخصیم رو ا...

پارت ۱ویو الینا:امروز بابام قراره با کوک قمار کنه،کوک پسریه ...

رومان عشق مافیا پارت 27 ترو خدا یہ لایک کنی جایہ دوری نمیرہ ...

با هم ببینیم و بشنویم

رومان عشق مافیاپارت 25 از زبان ا/تگفتم : اگر تو دوسم داشتی ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط