سحر بلبل حکایت با صبا کرد

سحر بلبل حکایت با صبا کرد
که عشق روی گل باما چه هاکرد
من از بیگانگان هرگز ننالم
که با من هر چه کرد آن آشنا کرد
دیدگاه ها (۲)

یاد باد آنکه سر کوی توام منزل بود دیده راروشنی ازخاک درت حاص...

نسترن با عطر موهایت هوایی می شودیاسمن سردرگم این دل ربایی می...

درازل پرتوحسنت به تجلی دم زد عشق پیداشدو آتش به همه عالم زد ...

خدا کند که کسی حالتش چو ما نشودز دام خال سیاهش کسی رها نشودخ...

من از بیگانگان هرگز ننالم که با من هرچه کرد آن آشنا کرد🇮🇷🇮🇷🇮...

با صبا در چمن لاله سحر می‌گفتمکه شهیدان که‌اند این همه خونین...

با صبا در چمن لاله سحر می‌گفتمکه شهیدان که‌اند این همه خونین...

موج گیسویت اگر چشم و دلی خانه کُنَد خَم ابروی تو مُژگان ...

▫️💠 بیشترین سریال از کدام تهیه‌کنندگان روی آنتن دوران تحول ب...

تماشا می‌کند هر دم، دلم در باغ رخسارشبه کام دل همی نوشد، میِ...

‌‌قلمـت را بردار بنویس از همـه خوبے ها زندگــے، عشـق، امیــد...

فصل ششم: طلوعِ عصرِ جدیدنورِ خیره‌کننده به آرامی فروکش کرد. ...

گُفْتَم رَها کُن جانِ مَن، گُفْتِی کِه آزَادِی مَگَر؟گُفْتَم...

𝐸𝓃𝒹𝓁𝑒𝓈𝓈 𝑜𝓃 𝓈𝓉𝒶𝑔𝑒|𝒫𝒶𝓇𝓉 ³زیر دوش آب گرم ایستاده بود..به دیکش ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط