پروفسور حسابی می‌گفت :

پروفسور حسابی می‌گفت :
‌‹ لذت بردن‌ را یادمان ندادند ؛
از گرما می‌نالیم،
از سرما فرار می‌کنیم،
در جمع از شلوغی کلافه می‌شویم،
و در خلوت از تنهایی بغض می‌کنیم . . !' ›

‌▹ · – · – · – · 𖥸 · – · – · – · ◃
دیدگاه ها (۰)

وقتی کتاب میخوانم بیا و در نوشته هاپرسه بزنمن کلمات را اغشته...

دنیا گندمزاری از تنهایسترو به غروببا رنگی طلاییچشم نوازی میک...

تو سزاوار عشقی هستی که در یک غروب سرد مثل آتش و شعری باشد بر...

شاید خوندن کپشن کمک کنه ریشه درد هات رو پیدا کنی.🦫🌹در نگاه ب...

رمان: گرفتار توپارت شانزدهم (بخش اول: بازی با آتش)هنوز نفسم ...

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟳𝟵پدرم که متوجه لحنم شد، اخم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط