سال ها پیش که کودک بودم

سال ها پیش که کودک بودم
سر هر کوچه کسی بود که چینی را
بند می زد با عشق
و من آن روز به خود می گفتم
آخر این هم شد کار؟
ولی امروز که دیگر اثری از او نیست
نقش یک دل که به روی چینی است
ترکی دارد و من
در به در
کوی به کوی
در پی بند زنی می گردم...
دیدگاه ها (۲)

مادرم نیست

با همه‌ی بی‌سر و سامانی‌امباز به دنبال پریشانی‌امطاقت فرسودگ...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وچهارم: شبی که ترکش کردم---آن شب.سایه...

𝐓𝐡𝐞 𝐋𝐚𝐬𝐭 𝐒𝐞𝐚𝐭 | صندلی آخر𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟑چند روز دیگه هم گذشت صندلی آ...

رز آبی پارت ۷

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

دور از تو هرشب تا سحر گریان چو شمع محفلمتا خود چه باشد حاصلی...

نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانتکه جانم در جوانی سوخت...

انتشار برای اولین بار؛ تصاویری کمیاب از گردان عمار، پادگان ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط