یکی از دوستام عاشق یه پسره شده بود خیلی همو دوست داشتند ب

یکی از دوستام عاشق یه پسره شده بود خیلی همو دوست داشتند بعد یه مدت پسره پیچوند
دوستم اومد گریه میکرد و میگفت:
عشق و عاشقی دروغه
دیگه میخوام مث تو باشم
عاشق نباشم؛ پست باشم؛ آشغال باشم؛ عوضی باشم; (
ینی منو ترور شخصیتی کرد. ' (
اصن یه وضی
دیدگاه ها (۱)

روز بعد ا/ت کج راه میرفت و نمیتونست راه برهجونگ کوک هم یه جا...

#سناریوموقعیت🍔: وقتی به مهمونی خانوادگی[از سمت خودشون] میریم...

𝐏𝐚𝐫𝐭𝟏𝟎 اسمات توی کامنتا🔞+صبح شد بدنم درد میکردبه یاددیشب زدم...

مهمونی خطرناکپارت=15ویو ات:به جونگ کوک گفتم لباسشو عوض کنه و...

شب تولدم پارت 16&: ات بیا بگو چیکار کنیم خب ات: نمیدونم جیمی...

#تکپارتیموضوع:(وقتی ما ازش خوشمون میاد ولی اون با ما رفتار س...

True Love③④یک ساعت بعد تهیونگ: کجا بودی؟ ا/ت: بیرون دیدن یه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط