بی حوصلگی واگیر دارد...

بی حوصلگی واگیر دارد...
از یک روز به روز دیگرت سرایت می کند.
از شنبه به جمعه
نه واکسنی می تواند متوقف اش کند و نه آرام بخشی تسکین اش دهد.
وقتی هیچ چیز سر جای اش نیست و هیچ کس پای حرفش نیست ، بی حوصلگی ات کش می آید...
آن قدر کش می آید که وقتی چشم باز می کنی می بینی تبدیل شده ای به یک آدمی که هیچ چیز سر کیفش نمی آورد؛
دلت می خواهد دنیا وارد یک سکوت عمومی شود و تو مدت ها بخوابی تا خستگی ات دربرود...
دلت می خواهد دست از سرت بردارند و آن قدر در سکوت ات دست و پنجه نرم کنی که آرام آرام حل شوی ...
این روزها دنیا همین سر و شکل را دارد ،
پر از بی حوصلگی و پر از آدم هایی که حوصله ات را مدت هاست سر برده اند ...
دیدگاه ها (۲)

گاهی یک نفر آن‌قدر آرام واردِ زندگی‌ات می‌شود که نمی‌فهمی کِ...

آدم وقتی خدا را پیدا می‌کند،دیگر نداشتن‌ها آن‌قدر ترسناک نیس...

تو را دوست دارم؛ حتی آن وقت که سگ سیاه افسردگی می‌آید و کنار...

گاهی شلوغی‌های دنیا آن‌قدر زیاد می‌شود که یادمان می‌رود یک ن...

دو هفته از موندن ات توی عمارت گذشته بود.ات کم‌کم به فضای عما...

پارت اول — جایی میان ماجونگ‌کوک همیشه فکر می‌کرد عشق یعنی پی...

دلم برای حجم وسیع دلت تنگ شدهبرای آن سکوت نامعلوم و شکیبدلم ...

*روزهایی هستکه باید زیرش خط کشید تا به چشمت بیاید ...روزهایی...

عشق…یک حالِ خوبِ بی‌دلیل است،در میان تمام زخم‌هایی که زندگی ...

مافیای من — قسمت ۲۱اسمِ مادرات چند ثانیه فقط به جونگکوک نگاه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط