{ عشق بی پایان}
{ عشق بی پایان}
پارت:۱
اوهههه با اینکه این کتاب رو ۱۰۰۰۰۰ بار خوندم ولی بازم عاشقشممممم
اسمش(خدمتکار و پرنس) هستتتتت
داشتم میخوندم که صدایی زمزمه واری
دم گوشم گفت
*بگو میخوام بیام پیشت*
بلند داد زدم
+میخوام بیام پیشت؟
یهو یک مرد سیاه پوش جلوم دیدم و بیهوش شدم
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ویو ۱۰ مین بعد
با سر درد شدیدی چشمامم رو باز کردم
ایییی
با چشم هام بدنم رو آنالیز چی؟
لباس خدمتکارها تنم بود ولی خیلی کوتا
توی اتاق تاریکی بودم
ولی یدونه چراغ بود
در رو پیدا کردم و شروع کردم کوبیدن
+ترو خدا ولم کنیدددد
+من هیچ کارمممم
که در باز شد و با کله خوردم زمین
صدای خنده مردونه ای اومد
سرم رو بالا گرفتم و ...و او..اون......
__
پارت اول خوب شد؟
امید وارم رمان هام رو دوست داشته باشید
بوس بایییییی
پارت:۱
اوهههه با اینکه این کتاب رو ۱۰۰۰۰۰ بار خوندم ولی بازم عاشقشممممم
اسمش(خدمتکار و پرنس) هستتتتت
داشتم میخوندم که صدایی زمزمه واری
دم گوشم گفت
*بگو میخوام بیام پیشت*
بلند داد زدم
+میخوام بیام پیشت؟
یهو یک مرد سیاه پوش جلوم دیدم و بیهوش شدم
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ویو ۱۰ مین بعد
با سر درد شدیدی چشمامم رو باز کردم
ایییی
با چشم هام بدنم رو آنالیز چی؟
لباس خدمتکارها تنم بود ولی خیلی کوتا
توی اتاق تاریکی بودم
ولی یدونه چراغ بود
در رو پیدا کردم و شروع کردم کوبیدن
+ترو خدا ولم کنیدددد
+من هیچ کارمممم
که در باز شد و با کله خوردم زمین
صدای خنده مردونه ای اومد
سرم رو بالا گرفتم و ...و او..اون......
__
پارت اول خوب شد؟
امید وارم رمان هام رو دوست داشته باشید
بوس بایییییی
- ۴۱۲
- ۱۸ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط