چه خوشی عشق ، چه مستی،

چه خوشی عشق ، چه مستی،
چو قدح بر کف دستی
خنک آنجا که نشستی،
خنک آن دیده ی جان را

ز تو هر ذره جهانی،
ز تو هر قطره چو جانی
چو ز تو یافت نشانی،
چه کند نام و نشان را
دیدگاه ها (۲)

فریاد زدم دوستت دارم صدایم را نشنیدی! اعتراف کردم که عاشقم ...

مسپار دل به کسی!در این زمانه ی ،تهی از مهر ، مهربانی ،تهی از...

تو را گویم چرا مستم ز لعلش بوی بردستمکلند عشق در دستم به گرد...

بازار تبریز با یک کیلومتر وسعت بزرگترین بازار سرپوشیده جهان ...

هله عاشقان بکوشید، که چو جسم و جان نمانددلتان به چرخ پَرَّد،...

عاشقانه های شبنم

چو نمازِ شامِ هر کس بنهد چراغ و خوانیمنم و خیال یاری غم و نو...

Attar - 050629

باز امشباز خیالِ تو غوغاست در دلمآشوبِ عشقِ آن قد و بالاست د...

تماشا می‌کند هر دم، دلم در باغ رخسارشبه کام دل همی نوشد، میِ...

موج گیسویت اگر چشم و دلی خانه کُنَد خَم ابروی تو مُژگان ...

از بام و در کعبه به گردون رسد آوازکامشب در رحمت به سماوات شد...

هزار جَهد بکردم که سِرِّ #عشق بپوشمنبود بر سر آتش، مُیَسَرم ...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط