رفت اما

رفتى اما
در من جا مانده ايى ..
تا آمدنت
زمزمه هاى آغوشت را
در بغضِ بارانى گلويم
لالايى مى خوانم ..
باور كن باز نيايى
خون تمام فاصله ها
گردن توست ...



#عاشقانه
دیدگاه ها (۹۴)

چیزی ویرانگرتر از این نیست کهدریابیم فریب همان کسانی راخورده...

‏رفتن که همیشه دست تکان دادن نیست و همیشه با خداحافظ گفتن هم...

غرور باید مچاله شود، بمیرد اصلاًپای دلدادگی که در میان باشد،...

امشـب ؛براے چند ثانیہ هم ڪہ شده خوب ِ خوب ِ خوبمڪث ڪن روے هر...

داستان:

عشق اغیشته به خون )پارت ۲۱۴تهیونگ بو‌د که چشماش بسته شد و لب...

پارت ۸ هوا سرد و مه‌آلود بود. صدای موج‌ و صدای دور کشتی‌ با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط