شب بود..

شب بود..
من بودم
یادت بود
چشمانم بود
اشک بود
میان حجم بی کسی ام اما..تونبودی
بی وجدان!
این تنهارهاشده من بودم..ندیدی؟
تو..مدیونی به من
به این چشم ها
دیدگاه ها (۱)

تو تاریکی های ذهنم ،شب هایی که اشک مهمان چشمانم بود،تنها بود...

حلالم کن اگر روزی گرفتار دلت بودم نفهمیدم که خوش بودی و تنها...

شب که می شود ؛ تمامِ جهان می خوابند .من می مانم و سکوتی که د...

و یک شبمیان این یکی از این شب ها تو بی صدا پرکشیدی و رفتیو م...

شب جاری استمثل چشم‌های تو در زندگی این عالم#ماه‌نگاری#عباس_ح...

عاشقانه های شبنم

بچه ها یک پسره رو میشناسم شبیه اینه 🥲 جونگ هه این دیشب من تا...

روزگار از من تو را میخواهد اما نیستیهر طرف رو میکنم اینجا و ...

- به عطرِ گل می‌مانی به طراوات باران، به سبزیِ جنگل‌هایِ هیر...

بسم الله الرحمن الرحیم اشک و اشک :هر گاه که نگاهت به جهان، ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط