شب !!!
شب !!!
چه آشفته حال بود ...
وقتی دید ؛
که کنار پنجره زل زدم به آسمان ...
و چشمک هیچ ستاره ای ؛
حتی مهتاباش ؛
چشمم را نمیگیرد ...
حتی
او هم میدانست ...
چشمای تو ؛
چیز دیگری است ...
چه آشفته حال بود ...
وقتی دید ؛
که کنار پنجره زل زدم به آسمان ...
و چشمک هیچ ستاره ای ؛
حتی مهتاباش ؛
چشمم را نمیگیرد ...
حتی
او هم میدانست ...
چشمای تو ؛
چیز دیگری است ...
- ۱۷۰
- ۰۹ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط