پرواز به سوی تو ⁦(⁠●⁠♡⁠ part ۳۶♡⁠)⁩

پرواز به سوی تو ⁦(⁠●⁠♡⁠ part ۳۶♡⁠)⁩


! آیرین با همون شلوارک نخی و کوتاهی که زیر پیرهن پوشیده بود وارد آب شد و پشت ،تهیونگ، لبه ی وان نشست. تهیونگ که حالا آب از موها و گردنش می‌چکید و از اواسط سینه به پایین داخل انبوهی از کف فرو رفته بود، به شیشه ی بخار گرفتهی رو به روی وان که تصویر محوی از خودش و آیرینه پشت سرش رو نشون میداد، نگاه کرد. آیرین به آرومی دستش رو توی موهای همسرش فرو برد و بعد از ریختن کمی ،شامپو با ملایمت مشغول شستن موهاش شد. مالش پوست ،سرش تهیونگ رو در خلسه فرو برده بود. ناخواسته کمی به سمت عقب خم شد تا کار آیرین رو راحت تر کنه درحالی که دست باندپیچیش از لبه ی وان آویزون بود. توی اون لحظه به این فکر میکرد که کیم تهیونگی که کیم تهیونگی که متعلق به این زندگیه هم آدم خوش شانسیه! تهیونگ خودش رو از شیشهی رو به روش شبیه به گانگسترهایی میدید که توی استخر شخصیشون لش کردن در حالی که زنها بهش سرویس میدن و این افکار مسخره باعث شد خنده ش بگیره.
الان فقط یه چیزی کمه. تهیونگ فکرش رو بلند به زبون آورده بود چون واقعا وجود یه جام از ویسکی بین انگشت‌های می‌تونست فانتزی که توی شیشه دیده بود رو حقیقی تر کنه اما با حرفی که آیرین زد نتونست بیشتر از این غافلگیر بشه
آیرین : فکر کنم هنوز یه پاکت سیگار اینجا داشته باشی
تهیونگ اگر می‌تونست تبدیل به چیزی بشه قطعا اون یه علامت تعجب بزرگ بود آیرین منتظر جوابش نموند و بعد از آبکشی دست هاش موهای تهیونگ رو کفی ول کرد و به سمت قسمت رختکن حمام رفت و همزمان گفت آیرین : اگر روون یکم دیرتر به دنیا می اومد تو حتما به خاطر ریه هات میمردی خوشحالم که به خاطر اون بچه هم که شده مصرفتو کم کردی
بعد چیزی از کشو بیرون کشید و برگشت با خونسردی جلوی تهیونگه مبهوت ایستاد و نخی از سیگار رو بین لب های نیمه باز مرد داخل وان گذاشت و بعد از زدن فندک فیلترش رو روشن کرد و دوباره سر جاش برگشت. تهیونگ از خوش شانسی گفته بود؟ اون حرفشو پس می‌گرفت کیم تهیونگی که صاحب این زندگی بود، یه لعنتیه خوشبخته پوک عمیقی از سیگار گرفت و این اینقدر براش لذت بخش بود که ناخواسته سرش رو عقب برد و به زانوهای آیرین تکیه داد. دود ارزشمند سیگار مرغوب رو آروم آروم رها کرد.
توی زندگی قبلیش هیچوقت این شانس رو نداشت که اینطور بی مهابا این کار رو انجام بده به خاطر حنجره اش و صد البته کنترل همیشگی منیجرها، به ندرت می‌تونست فرصتی برای این کار پیدا کنه حتی بین اعضا هم بجز جونگ کوک که فقط یکبار برای تجربه کردنش باهاش انجامش داده بود، دیگه کسی همراهش نبود کام دیگه ای ازش گرفت و به خودش اعتراف کرد
دیدگاه ها (۰)

پرواز به سوی تو ⁦(⁠●⁠♡⁠ part ۳۷♡⁠)⁩لذت گرمای یه سیگار واقعی ...

کارکتر ها کیم تهیونگ لی آیرین کیم روون

پرواز به سوی تو ⁦(⁠●⁠♡⁠ part ۳۵♡⁠)⁩ موهاش رو پشت سرش جمع کرد...

پرواز به سوی تو ⁦(⁠●⁠♡⁠ part ۳۴♡⁠)⁩تهیونگ خواب‌آلود تر از او...

فصل دوم رمان گرفتار تو قسمت دوم

پارت ۶۱

پارت ۶۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط