نگاه همه به پرده سینما بود.

نگاه همه به پرده سینما بود.
(جشنواره فیلم های ۱۰دقیقه ای …)
اکران فیلم شروع شد.
شروع فیلم: تصویر سقف یک اتاق بود…
دو دقیقه از فیلم گذشت 
چهار دیقه دیگر هم گذشت 
هشت دقیقه ی اول فیلم تنها تصویر سقف اتاق بود!
صدای همه درآمد.
اغلب حاضران سالن سینما را ترک کردند.
ناگهان دوربین حرکت کرد و آمد پایین
و به یک کودک معلول قطع نخاع خوابیده روی تخت رسید..
جمله زیرنویس فیلم: این تنها ۸ دقیقه از زندگی این انسان بود و شما طاقتش را نداشتید.
پس قدر زندگیتان را بدانید!
دیدگاه ها (۱)

مورد داشتیم طرف شماره زن دومشو رو تو تلفنش بنام« باطری ضعی...

.

.

.

پارت نهم: چهار مظنون 🥀🖤چند ثانیه هیچ‌کس حرف نزد.صدای دستگاه ...

پارت ۵۱ آریانا هنوز گوشی را در دستش گرفته بود.جونگ‌کوک با نگ...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وپنجم | حقیقتی که خون می‌خواستهلیکوپتر ...

پارت ۴۸ اتاق برای چند ثانیه در سکوت فرو رفت.آریانا هنوز به گ...

رمان: گرفتار تو (فصل دوم)قسمت پنجم: تماشایِ کابوس‌هایِ از یا...

چندپارتی تهیونگ

چند پارتی تهیونگ (درخواستی)

نگاه همه به پرده سینما بود.(جشنواره فیلم های 10دقیقه ای ...)...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط