یک جهان بر هم زدم،کز جمله بگزیدم تو را

یک جهان بر هم زدم،کز جمله بگزیدم تو را
من چه می‌کردم به عالم،گر نمی‌دیدم تو را
.
صبح نیلوفر که یک رویا مرا بیدار کرد
ناگهان حس کردم ای خورشید،بوییدم تو را !
.
شورشی در نام ها افتاده بود از یاد تو
لحظه ای نیلوفری در یاد،نامیدم تو را
.
عشق می بارید و می بارید و می بارید عشق
آسمانم غرق شد در عشق،تابیدم تو را
.
چشم ها وامانده اند،از حیرت نزدیک و دور
وایِ من!پنداشتم یک لحظه بوییدم تو را
.
بس که سرشاری،تمامت را به من بخشیده ای
من تهی دستم،تمام خویش بخشیدم تو را
.
ناتمامِ ناتمامم،ای تمامِ ناتمام
تو پسندیدی مرا،یا من پسندیدم تو را؟..
.
#فیاض_لاهیجیsilver-m@

#پست_جدید
دیدگاه ها (۲۳)

شکر برای صبری که در دلتنگی‌هابه من بخشیدی تا از پا نیفتم.شکر...

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

عاشقانه های شبنم

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

⁰¹ : ⁰¹..فریاد ها سر دادم در کویر احساساتت، تو اما گویی کر ش...

بـرای تویـی که تنهایی هایمــ پر از یاد توستــ …بـرای تویـی ک...

💞 یک ساعت 🕐 با تو را... 🖐💕 به میلیون ها ساعت 📉📈 بی تو ❌🚫 ترج...

#دلدارزمانی ک تو باشیزندگی برایم قشنگ‌ ست عاشقی برایم با معن...

قسمت ۷

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط