گفتمش :دل می خری؟؟؟؟ پرسید چند؟؟؟؟دل ما تو، تنها بخند، خن

گفتمش :دل می خری؟؟؟؟ پرسید چند؟؟؟؟دل ما تو، تنها بخند، خنده کرد و دل ز دستانم ربود! تا به خود باز آمدم او رفته بود... دل ز دستش روی خاک افتاده بود.... جای پایش روی دل جا مانده!!!!
دیدگاه ها (۴)

تقدیم به یامور جانم که 20 تیر تولدش..... تولدت مبارک گلم

تقدیم به یامور جانم که چند روز دیگه تولدش...

اگر دنیای ما دنیای سنگ است.... بدان سنگینی سنگ هم قشنگ است.....

لحظه افطار مارو هم یاد کنید محتاج دعاییم....

افتاده در چشم تو صاف

دوش در آیینه  مه  نقش سیمای تو دیدمماه را روشن تر از هر شب ز...

وقتی لب تو خنده زد

تک پارتی✨«فقط یک خواب بود»دو شب از رفتن همسرش گذشته بود.دو ش...

مادرم نیست

رهایم نکن خدابدون تو دنیا عجیب جای ترسناکی‌ست،چقدر می‌ترسم ب...

پارت ۲۰: طلوع دوباره (پایان)تهیونگ با احتیاط، جوری که انگار ...

پارت ۱۹۵

پارت ۴۵ نور صبح از لای پرده افتاده بود روی صورت تهیونگ.آروم ...

p19تهیونگ تمام مسیر تا ماشین را تقریباً دوید.در را باز کرد و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط