دلم یخ میزندگاهی ، دراین سرمای تنهایی

دلم یخ میزندگاهی ، دراین سرمای تنهایی
شبم قندیل میبندد از این یخهای تنهایی
قلم آهسته می راند بر این خط بلند ، اما
گمانم یاد می گیرد ز من انشای تنهایی
دیدگاه ها (۲)

به شــــــــــدت نیــــــــاز دارمـ.... ✍ یکـــــے پایــیــ...

آرزو دارم شبی عاشق شویآرزو دارم بفهمی درد راتلخی برخوردهای س...

هفت شهر عشق ، شهر اول : نگاه و دلربایی ، شهر دوم : دیدار و آ...

قلبم رو تکراره همیشه دوست داره دست من نیست هر روز میگم دوست ...

دلم وقتی که می گیرد تو می آیی به دیدارمبه من آهسته می گویی "...

یا #مهدی عزیز !شما چراغ دل‌ های ما هستید. هرگاه احساس تنهایی...

یا #مهدی عزیز !شما چراغ دل‌ های ما هستید. هرگاه احساس تنهایی...

«خانه، بی‌تو چقدر سرد و ساکت است…»بابا.جون.مهربونم😔می‌دانی؟...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۴✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

⁰⁰ : ⁰⁰⁰⁵`⁰⁶`⁰²..گویا قلم در دستانم قلم شده و افکارم در انبو...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

پارت ۱۴: گرمایِ میانِ سرمایِ دارواولین جلسه‌یِ شیمی‌درمانی ب...

زیبای کوچک فریبکار

Too Late to Bloom

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط