از شقایق تا درد

از شقایق تا درد
از شبیخون تگرگ
مانده بغضی بی تاب
در شبی از مهتاب
یک شب مهتابی
قصه ی بی تابی
دیدگاه ها (۲)

بی گمان عشق فقط زیبایی است

از شقایقدل صحرا خون استبا شقایقعاشقی گلگون است

قصه ی سیب و فریب عطش دندان و سیب از همان روز نخست از خودم خو...

شوم از آدمیت گممرا بالی اگر باشدکه از آدم ملولم منیکی انسان ...

غم در چهره‌ی این نقاشی، نه یک پایان، که سکوتی است که در آن، ...

قصه پینوکیو هیچوقت درباره‌ی یک عروسک چوبی نبود...درباره‌ی دن...

شب را بہ سحر بردم و بے تاب تو بودمآواره ے آن صورت مهتاب تو ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط