قصه پینوکیو هیچوقت درباره‌ی یک عروسک چوبی نبود...

قصه پینوکیو هیچوقت درباره‌ی یک عروسک چوبی نبود...
درباره‌ی دنیایی بود ک در آن،
دروغ ریشه می‌گیرد،
کینه میوه میدهد،
حقیقت هر روز کمی تنها تر میشود.
اینجا اگر شیر هم باشی،
شب ها سهمت گریه است،
چون نه برکه ای مانده،
نه نوری از مهتاب،
ما بزرگ شدیم،
اما دنیا هنوز با نخ های نامرئی،
ما را بازی میدهد...
شاید سخت ترین قسمت زندگی،
آدم ماندن باشد...
دیدگاه ها (۶)

همیشه فکر می‌کردم آدم های بی احساسی هستند، همان هایی را می‌گ...

آدم ها همیشه نوازش را به دست ها محدود می‌کنند به جسم‌ و تن ا...

## **پارت ۹: آوای زمزمه‌های زندگی**👇🏻خورشیدِ صبح، با مهربانی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط