یه غــــــــــــرور یخــــــی

یه غــــــــــــرور یخــــــی

یه ستــــــاره ی ســــــرد

یه شــــــب از همــــــه چی به خــــــــــــــــــدا گلــــــه کرد،

یه دفعــــــه به خودش همــــــه چیرو سپــــــرد ،

دیگه گریــــــــــــه نکــــــرد

⇜ فقــــــط حوصلــــــــــــه کــــــرد.
دیدگاه ها (۵)

مادر می گفت:وقتی‌سرگرم‌خدابشیهمه‌چیت‌میشه‌خودش‌و‌خودش..^^دیگ...

اونیکه که نگفت خودتو تغییر بده بخاطر من!

اونیکه که نگفت خودتو تغییر بده بخاطر من! همه جا پشتت بود حتی...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part43سعید:خوب میشنومنمیدونم چرا ی دفعه بغضم ...

سخت ترین شب زندگیت چه شبی بوده

پارت ۷

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلـایـیpart_16ویو میراچند ثانیه فقط ...

Start Again(32)زنگ تفریح که خورد، همه ریختن بیرون.یونا هم سر...

اتــاق 𝟕𝟎𝟕⁴«بالاخره برگشتی...»جونگکوک همون‌جا وایساد.«چی؟»پی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط