مورچه ای را دیدم

مورچه ای را دیدم

با این کوچکی اش باری را میبرد از خود بزرگتر . . .




منم اصن حال و حوصله ی لوس بازی و متحول شدنُ نداشتم

کشتمش |:

همینم مونده از مورچه پند بگیرم!!
دیدگاه ها (۱۸)

"دخترا در بازگشت از سفر سه روزه خارج از کشور..!مای گاد!وااای...

...

خارجیا با مخفف کردنshort massage send به SMS خواستن به دنیا ...

تنها نشسته ای...چای مینوشی و بغض میکنی...!هیچ کس تورا به یاد...

حققوای بچه ها یه جا خوندم ، نوشته بود که : من در حال ریواچ ک...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part16چشاشو سگی کرد و بهم نگاه کرد بعدم راه ا...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part34کیمیا:ربطش اینکه که من یروز این آقارو ت...

🔴 حکایت پند آموز (‍عاقبت رباخواري)آقا سید مهدی کشفی که از یا...

پارت ۶ساعت ۱۱ شب_جیمین:بعد از اون اتفاق ها پسرا پیشنهاد دادن...

بگین ببینممن بخوام بگم خببب 3 سال پیش قشنگ یادمهتو اتاقم بود...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part39کیمیا:اره اما من:ببین کیمیا این قضیه ما...

وقتی دخترشو دوست نداشت

پارت ۱ ( آسانسور عشق ) ات ویو ی روز خیلی خسته کننده رو تمام ...

Part 18بازم اینان نامجون همیشه اینا رو دست به سر می‌کرد ولی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط