یک روز همسر یک باستان شناس به می گفت: شوهرم را به علت این

یک روز همسر یک باستان شناس به می گفت: شوهرم را به علت این که یک باستان شناس است و دائما با اشیا قدیمی سرگرم است؛ دوست دارم ؛ چرا که قدر مرا هر قدر که کهنه تر می شوم بیشتر میداند. حال مدتهاست که به من به عنوان یک ظرف بلور نازک نگاه میکند. از من همان طور مراقبت میکند که از تنگ قدیمی بالای ظرف. او همیشه می ترسد که یک نگاه بد هم آن تنگ گرانبها را بشکند همانطور که یک صدای مختصر بلند قلب مرا...
عاشق زمزمه می کند؛ فریاد نمی کشد.☝
دیدگاه ها (۱)

تحقیقات نشون داده٪۹۰دخترای ایرانی بسیار زیباهستن....اون٪۱۰ ب...

مولاعلی(ع):دراخرزمان که بدترین دوران است جمعی از زنان پوشید...

خخخخ

(؛

ای عزیزترین غم من، @agustin نشاید وقتی دیگر باران نمی‌بارد و...

پارت: 12 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*پاهایم دقیقاً همان‌جا، روی...

یک روز همسر یک باستان شناس به من گفت: شوهرم را به علت این که...

جام بلور، تنها یک بار می شکند. میتوان شکسته اش را، تکه هایش ...

جام بلور، تنها یک بار می شکند. می توان شکسته اش را، تکه هایش...

زبانحال امیرالمؤمنین(ع) با حضرت زهرا(س)بــانــو ســه مــاه م...

جایی نامعلوم |سیناعباسی

اگر بنا بود که همگی کاغذی بر پیشانی‌ داشته باشیم و عصاره‌ی ه...

#یک،افسانه ی شاماران (شاه ماراها به کُردی شاه ِ ماران Şahê m...

قدر دست‌هایتان را بدانید چون دست‌ها بخش تاثیرگذاری در ظاهر ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط