می خرامد غزلی تازه در اندیشه ما

می خرامد غزلی تازه در اندیشه ما
شاید آهوی تو رد می شود از بیشه ما

دانه ی سرخ اناریم و نگه داشته اند
دل چون سنگ تو را در دل چون شیشه ما

اگر از کشته ی خود نام و نشان می پرسی
عاشقی شیوه ما بود و جنون پیشه ما

سرنوشت تو هم ای عشق فراموشی بود
حک نمی کرد اگر نام تو را تیشه ما

ما دو سرویم در آغوش هم افتاده به خاک
چشم بگشا که گره خورده به هم ریشه ما
دیدگاه ها (۵)

ﺑﻐﻞ ﮐﻦ ﺑﺎﻟﺸــﺖ ﺭﺍ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺍﻭ ﺑﺮﻧﻤﯿــــﮕﺮﺩﺩﺑﻬﺎﺭ ِ ﻣﻤﻠﻮ ﺍﺯ ...

ای زندگی بردار دست از امتحانمچیزی نه میدانم نه می خواهم بدان...

در مرام عاشقان ایثار باشد بهتر استچشم هایم بی نگاهت تار باشد...

من محبت میفروشم، تو محبت میخری ؟خسته از تنهاییم ،من را به هم...

سراغم را بگیر از اشک های داغ بی ریشهسراغم را بگیر از خون خشک...

🍷 شراب قرمزپارت ۲۰ | هانولآدرس روی کاغذ، آنها را به یک کافه‌...

✦ اولین گناه ✦✧ رمانی از خون، جادو و انتقام ✧❖ شخصیت‌های اصل...

رمان: گرفتار تو (فصل دوم)قسمت چهارم: در جستجویِ خاطراتِ خاک‌...

می‌خرامد غزلی تازه در اندیشه‌ی ماشاید آهوی تو رد می‌شود از ب...

می خرامد غزلی تازه در اندیشه ی ماشاید آهوی تو رد می شود از ب...

#می‌خرامد‌غزلی‌تازه‌در‌اندیشه‌ماشاید آهوی تو رد می شود از بی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط