باید نقاش می شدم

باید نقاش می شدم

تو دست خط مرا نمی توانی بخوانی
باید شعرهایم را می کشیدم
روی یک بوم سیاه
و یک خط سپید میان آن
تو روشن ترین
شعر زندگی ام بودی....
دیدگاه ها (۱)

هر چیزی نسبی‌ ست جز بهترین بودن تو در بهترین بودنت هیچکس ،هی...

دنیا آنقدر هم که فکر می کردم واقعا بزرگ نیست نمی دانستم در ل...

ای آنکه دوست دارمت اما ، ندارمت ‍‍‍‍‍‍"سلام"

♥️🖌تو تمام اگرهای مرا در هم میشکنی!اگر تو موسیقی بودیروی تکر...

🫀🫂... شاملو نیستمتا آن چنان ڪه او مے توانستدوست داشتنم را ڪه...

به.نام.پناهی.که.دیگر.نیستاما.... خاطراتش برای همیشه در بند ب...

تو را دوست دارم؛ حتی آن وقت که سگ سیاه افسردگی می‌آید و کنار...

✦ اولین گناه ✦فصل بیستم: چیزی که نمی‌فهمیدم---بیدار شدم. و ا...

محو زیبایی او پارت ۳۱ویو رزا دستگیره رو کشیدم و در باز شد رو...

دلی گرفته و چشمی به راه دارم منمخواه بی تو بمانم، گناه دارم ...

مَعبودِ خَاموشِ مَن،مَن دیوانه‌وار دلباخته‌ی آن لَحظه‌هایی ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط