.دوم راهنمایی یه معلم ریاضی داشتیم

.دوم راهنمایی یه معلم ریاضی داشتیم
تیکه کلامش این بود
خدا رو چه دیدی شاید شد
یادم میاد همون سال یکی از بچه ها تصادف کرد
و دیگه نتونست راه بره...
دیگه مدرسه هم نیومد
فقط یه بار اومد واسه خداحافظی که شبیه مراسم عزاداری بود
همه گریه می کردیم و حالمون خراب بود
گریه مون وقتی شروع شد که گفت به درک که نمی تونم راه برم
فقط از این ناراحتم که نمی تونم بازیگر بشم. آخه عشق سینما بود
سینما پارادیزو رو صد بار دیده بود
سی دی ۹ تایتانیک رو اون برای همه ی ما آورده بود
معلم ریاضی مون وقتی حال ما رو دید
اون تیکه کلام معروفش رو به اون رفیقمون گفت...
خدا رو چه دیدی شاید شد
وقتی این رو گفت همه ی ما عصبی شدیم
چون بیشتر شبیه یه دلداری مزخرف بود
برای کسی که هیچ امیدی برای رسیدن به آرزوش نداره
امشب تو پیج رفیقم دیدم
که برای نقش اول یه فیلم با موضوع معلولیت انتخاب شده
و قرارداد بسته...
مثل همون روز تو مدرسه گریه م گرفت
فکر می کنی رسیدن به آرزوت محاله؟!
خدا رو چه دیدی شاید شد

.

.

#حسین_حائریان
دیدگاه ها (۳)

من خسته‌ام جوری که حتی نمیشه تصور کرد حتی نمیتونم مثل آدم اه...

هعی-برای کسایی که نمیدونن ::داستان از یه جایی شروع میشه که ت...

یه روز می‌رسه که دیگه فقط از پشت صفحه بهشون نگاه نمی‌کنم...ی...

اگر که دقت کرده باشید وقتی که ونزدی میره روی سنگ قبر مون فام...

من گوشت آهو دوست دارم 👉 : ( وی هیچ وقت گوشت آهو نخورده و نمی...

هنوزم وقتی می‌نویسم، دستم می‌لرزه. نمی‌دونم از سرماست یا از ...

*🩷 𓂃 ࣪˖ ִֶָ🦋اون شب، جیمین شمع‌ها رو فوت کرد.🎂و درست همون لحظ...

یه روز می‌رسه که روپوش سفیدت رو می‌پوشی و به خودت می‌گی:«دید...

امروز تولد توئه، جنگکوک… 🥹💜۲۹ سال از روزی می‌گذره که تو به ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط