مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

چ نفس کشیدن زشتی

چ نفس کشیدنِ زشتی،
ک هر دم
برق اون چشمآی معصوم،خنده های از ته دل، امید،امید،امید و امیدی و ک از سر تا سر وجود سرازیر بود
و بازدم
خون ، بوی خون، جوی خون ، سیاهی ، فریاد ها، اشک ها، ناله ها، دود و مرگ و یادم میاره.
ک با هر نفس میمیرم و در کمال ناباوری زنده میمونم.
یه نفس دخترِ کسی‌ام، یه نفس پسرِ کسی
نفس دیگه مادر یا پدر کسی...
ک هر نفس شده مرور یه نفر..
ک با هر نفس ب جای یه نفر زندگی میکنم و میمیرم...
ب جای چند نفر؟ نمیدونم!
میدونم نفس کم میاد ، نفس تموم میشه ، نفس خفه میشه ، ولی ب ته نمیرسه...
ک من زیر هر نفس بیشتر از نفس قبلی له میشم..
اگر تمام هوای دنیا رو نفس بکشم کافی نخواهد بود..
برای این حجم از سیاهی و غم هییییچ نوری نخواهد بود..
من میمیرم و میمیرم و میمیرم تا ابد.


-۱۸ نحسِ ۱۱-
دیدگاه ها (۰)

اَوَلِش‌قَلب‌مثلِ‌آسمونِ‌صاف‌میمونه؛ولی‌هربار‌ک‌ناراحت‌میشی،...

دلم‌موزه‌زَخمآی‌توعه..

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط