دست گرم

دست گرم
پارت 2
و بعد لب ا. ت رو بوسید
ا. ت مقاومت می‌کرد ولی کوک دست اونو گرفته بود
بعد از چند مین کوک نفس کم آورد
هردو نفس نفس میزدن
کوک : ا. ت چرا نمی فهمی من من تورو دوست دارم
ا. ت : ولی من ندارم و الانم وقتی برای عاشقی ندارم
کوک : چرا نداری؟
ا. ت : من هنوز بچم باید کار کنم باید از مامانم مراقبت کنم تازه وارد دانشگاه شدم
کوک : تو مگه بابا نداری که باید از مادرت مراقبت کنی؟
ا. ت : نه ندارم پدرم مرده
کوک : چطور پدرت مرد؟
ا. ت :..........
کوک : اوکی نمیخواد بگی
ا. ت : وقتی بچه بودم به پدرم گفتم منو ببره پارک چون اون شب تولدم بود پدرم منو برد پارک و کلی بازی کردی و پدرم برای تولدم کیک گرفت داشتیم بر می‌گشتیم خونه که پدرم وایساد
پدر ا. ت : دخترم همین جا بمون تا من بیام باشه؟
ا. ت : باشه بابایییی
پدرم رفت داخل کوچه ای که تاریک بود من منتظر بابام بودم ولی نیومد رفتم ببینم چی شده که صدای شلیک گلوله اومد و کیک تولدم روی زمین افتاد
اون عوضی ها پدرم رو جلوی خودم کشتن اونم شب تولدم ( گریه)
کوک : ا. ت آروم باش ببین قول میدم که اون عوضی رو پیدا کنم باشه حالا گریه نکن
بعد از بند اومدن گریه ا. ت اونا رفتن داخل کلاس
(زنگ تعطیل)
ا. ت رفت خونه
ا. ت : سلام مامان
مامان ا. ت : سلام دخترم
ا. ت : مامان حالت خوبه؟
مامان ا. ت : نه دخترم کمرم درد میکنه من دیگه نمیتونم کار کنم
ا. ت : کی گفت که کار کنی؟ من از این به بعد میرم سر کار بعد گونه مامانشو بوسید و رفت تو اتاقش که صدای جیغ اومد
دیدگاه ها (۰)

خوشگلای من فیکایی که نوشته بودم پاک شده دارم فیک هارو دوباره...

وانشات چه طوری دوست دارین؟ بگین بیشتر میزارم

وانشات تصاویری از جی هوپ^ . ^

Love in the dark④⑤یک ماه بعد کوک: ممنون عزیزم شام خیلی خوشمز...

Love in the dark⑥ا/ت: مادربزرگم حالش خیلی بده خیلی ممنون خیل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط