- یادمه اونجا خیلی غمگین بودم، غمگین نه! درواقع تهی بودم.

- یادمه اونجا خیلی غمگین بودم، غمگین نه! درواقع تهی بودم. نه آرزویی توی وجودم پیدا میکردم و نه دل خوشی‌ای. یکی از پاهام و بلند کردم و سعی کردم داخل آب زلال فرو کنم ولی سرد بود! یخ زدم، دلهره وجودم رو گرفت و من رو به عقب کشید. منه لعنتی هنوزم میخواستم زندگی کنم. افسردگی، تنهایی و درد.. هیچ کدومشون نمیتونست من رو راضی به نبودن کنه.
دیدگاه ها (۰)

پارت پنجم (MISOO) سوم فوریه سال ۲۰۲۲.پاهام رو تکون دادم و به...

#تکپارتی_سونگمیندلم میخواست با تمام وجود بغلش کنم و بهش بگم:...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹.part:¹...

~عشق و جدایی~~فصل دوم~ Part :"16"ویو اتهنوز حقیقت اون روز بر...

#میشه_خورشید_من_بشی؟جونگین/سوآپارت: ۲بلاخره زنگ آخر خورد و و...

کپشنِ مهمهه🤭🎀عروسک من😈🔞پارت هفدهم رفتیم تو پذیرایی سرهان نشس...

پارت ۲ ویو ا.ت با ذوق سمت در رفتم و بازش کردم .هوسوک رو دیدم...

پارت ۴ وییوی جیسونگ:وارد خونه شدم خونه ای که فکر میکردم یه ر...

مافیای من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط